تبلیغات
سایت ادبیات - «درد نام دیگر من است»


مدیر وبسایت : ابراهیم قاسمی
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

 

«درد نام دیگر من است»

شعری از : قیصر امین پور

به انتخاب: آیدین مغانلو

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم،
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته‌ی سخن درآورم!
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم.

دردهای من نگفتنی،
دردهای من نهفتنی است.

دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست،
درد مردم زمانه است،
مردمی که چین پوستینشان،
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام‌هایشان
جلد کهنه‌ی شناسنامه‌هایشان
درد می‌کند.

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه‌های ساده‌ی سرودنم
درد می‌کند.

انحنای روح من
شانه‌های خسته‌ی غرور من،
تکیه‌گاه بی‌پناهی دلم شکسته است.
کتف گریه‌های بی‌بهانه‌ام،
بازوان حس شاعرانه‌ام
زخم خورده است.

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا،
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه‌ی لجوج.

اولین قلم،
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است.
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است .
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟

درد،
رنگ و بوی غنچه‌ی دل است
پس چگونه من،
رنگ و بوی غنچه را ز برگ‌های تو به توی آن جدا کنم؟

دفتر مرا
دست درد می‌زند ورق
شعر تازه‌ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می‌زنم؟

درد، حرف نیست،
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟ 

 



نوشته شده توسط ابراهیم قاسمی در شنبه 25 دی 1395 و ساعت 10:07 قبل از ظهر [+] | نظرات ()
Copyright © 2009- sinaylin™
نظر شما در مورد مطالب سایت؟