تبلیغات
سایت ادبیات - علیرضا نابدل اوختای دان بیر شئعیر// آیدین موغانلی


مدیر وبسایت : ابراهیم قاسمی
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

علیرضا نابدل متخلص به اوختای (۱۳۲۳، تبریز – ۱۳۵۰، تهران) شاعر معاصر ترک‌زبان ایرانی، ، فعال فرهنگی و از اعضای هسته اولیه سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران بود.

علیرضا نابدل در سال ۱۳۲۳ در خانواده متوسطی در تبریز متولد شد. او بعد از اتمام دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه، برای ادامه تحصیل در رشته قضایی به دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران وارد شد. قبل از آنکه تحصیلاتش را به پایان برساند، دانشگاه را ترک گفت و با محمل معلمی برای رفتن به میان توده‌ها راهی ارومیه شد. از اواخر سال ۱۳۴۴ با صمد بهرنگی، بهروز دهقانی، کاظم سعادتی و مناف فلکی در ارتباط نزدیک قرار گرفت. در سال‌های ۴۷ – ۴۶ ضرورت مبارزه مسلحانه مورد توجه نابدل و رفقای نزدیکش قرار گرفت. در این دوره او و رفقای دیگرش گروهی را که بعدا به "شاخه تبریز" سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران معروف شد، تشکیل دادند. او در تنظیم و پخش اولین اعلامیه‌های سازمان (۱۴ اعلامیه‌ای که در رابطه با آغاز جنبش مسلحانه، واقعه سیاهکل و اولین عملیات چریکی در شهر منتشر شد) شرکت داشت. هنگامی که نابدل و جواد سلاحی برای نصب اعلامیه رفته بودند، ماموران کلانتری متوجه ماجرا می‌شوند و در درگیری مسلحانه، جواد آخرین تیر را به خودش می‌زند و کشته می‌شود. علیرضا نابدل که با موتور می‌خواهد فرار کند، در گودالی می‌افتد و درحالی که تیر خورده بوده است، دستگیر می‌شود. امید ایران‌مهر در سایت "تاریخ ایرانی‌" این بازداشت را آغاز یک پایان نامیده است. بعد از انتقال به بیمارستان شهربانی او را به زیر شکنجه کشیدند. در مدت بازجویی‌ها همواره از هر فرصتی برای خودکشی استفاده می‌کرد. یک بار زمانی که تازه زخم‌هایش را بخیه زده بودند، به محض اینکه به هوش آمد، با چنگ بخیه‌ها را شکافت. و بار دیگر هنگامی که در طبقه سوم بیمارستان شهربانی بستری بود، با استفاده از یک فرصت کوتاه خود را با سر از پنجره اتاق به بیرون پرتاب کرد. نگهبان که سراسیمه خود را به او رسانده بود، تنها توانست گوشه لباسش را بگیرد، ولی نتوانست مانع سقوط او شود. نابدل سقوط کرد، شکمش شکافته شد و دست راستش شکست، اما هنوز زنده بود. در چنین حالتی، دست برد و روده‌هایش را از شکاف شکمش بیرون کشید تا پاره کند و به حیات خویش خاتمه دهد. اما فرصت این کار دست نداد، چه مأمورین رسیدند و مانع این کار شدند. نابدل همراه با هشت تن دیگر از همرزمان خویش در ۲۲ اسفند ماه ۱۳۵۰ اعدام شد.

شعری از او:

چال عاشیق سازینی، اوره گیم دولوب

بعضاً اینسان ایچون درمان بو اولور

سازین نغمه لری آخسین کونلومه

یوخسا چیچکلریم عطش دن سولور

چال عاشیق سازینی، بلکه سازیندا

اومودسوز حیاتا بیر اومید تاپیم

گل عاشیق سازیندا صبردن دانیش

بلکه دؤزمک درسین آغزیندان قاپیم...

اینسان دردلرینی گل سازیندا چال

دوزوملی عاشیق لاردان حکایت ائت

گل، بیزه آی عاشیق عشق درسی وئر

اومیدسیز ساعاتدا دردیمیزه یئت.

 

منبع: ویکی پدیا



نوشته شده توسط ابراهیم قاسمی در پنجشنبه 21 اسفند 1393 و ساعت 11:22 قبل از ظهر [+] | نظرات ()
Copyright © 2009- sinaylin™
نظر شما در مورد مطالب سایت؟