تبلیغات
سایت ادبیات - مطبوعات ایران در عصر مشروطه


مدیر وبسایت : ابراهیم قاسمی
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

مطبوعات ایران درعصرمشروطه

منبع: «وبسایت ایران دیدار» به نشانی:

www.irandidar.com

 

آماری از جمعیت باسواد در دوران قاجار در دست نیست اما می توان حدس زد كه تعداد افراد باسواد در آن دوره بسیار كم بوده است. تا آغاز عصر پهلوی بودند افرادی كه قادر به خواندن قرآن و كتب دعا بوده‌اند. تلمّذ در مدارس دینی نیز شامل حفظ كردن روایات قرآنی می شد. نادر زنانی بودند كه توان خواندن داشتند و آن عده ی قلیل نیز نوشتن نمی‌دانستند. سواد به معنای واقعی‌اش محدود به اقلیتی كوچک بود شامل برخی اشراف و روحانیان . لقب میرزا (به معنای امیرزاده) پیش از نام فردی كه توان خواندن و نوشتن داشت می آمد. آمار روزنامه خوانان در زمان ناصر الدین شاه خود نشان از حقیقت امر دارد به طوری كه چهار روزنامه ی دولتی وجود داشت و تنها 1100 مشترک از برایشان . مقامات دربار، دولتمردان، مستمری‌بگیران دولت ، اشراف و خان های محلی می‌بایست مشترک این روزنامه‌ها می شدند و آن عده كه از پرداخت حق اشتراک غفلت می‌كردند معادل حقوق دولتی خود جریمه ی نقدی می شدند . سایر افراد هم به شرط قبول این شرایط می‌توانستند به اشتراک این روزنامه‌ها درآیند. ادوارد براون در کتاب مطبوعات و شعر جدید ایران فهرستی از 371 نشریه می دهد که تا حدود 1912 انتشار یافته بودند . از این عده شش نشریه به ترکی آذری ، شش به ارمنی ، چهار نشریه به زبان آسوری ، یکی به فرانسه و یکی به چهار زبان فارسی ، ترکی ، عربی و فرانسه و بقیه به فارسی انتشار یافته اند . از آغاز تاریخ مطبوعات فارسی که در حدود 1838 شروع شد تا اوایل قرن بیستم ، جمعاً 39 روزنامه و نشریه در ایران و خارج از کشور منتشر شدند . پیدایش 332 نشریه در فاصله ی سالهای 1900 تا 1912 میلادی یعنی 1321 تا 1331 هجری قمری نشان دهنده ی نقش عمده ی مطبوعات در بیداری اذهان در دوران انقلاب مشروطیت است . پیش از اعطای فرمان مشروطیت گذشته از هفت روزنامه ( اختر ـ ثریا ـ پرورش ـ حبل المتین و ارشاد ) که در خارج از ایران نشر می یافتند و می توانستند صریحاً از وضع سیاسی و اجتماعی ایران انتقاد کنند ، بقیه ی نشریات با وجود داشتن عنوان " روزنامه ی ملتی " در واقع دولتی بودند ، و امکان آزادی بیان برایشان وجود نداشت . یحیا آرین پور در بحثی که درباره ی سانسور مطبوعات پیش از مشروطیت می کند ، سطور زیر را از کتاب المآثر والآثار نوشته ی اعتمادالسلطنه ( باب هشتم ، ص 117 ) نقل می کند :

" چون بعضی از مطبوعات بعضی از ممالک که مشتمل بر طعن طریقی و یا قدح فریقی و یا هجاء شخص و یا هزل فاحش بود به لحاظ مبارک این پادشاه قدس اکنتاه [ یعنی ناصرالدین شاه ] می رسید ، از انتشار آن ها همواره آثار کراهت بر جبین همایون هویدا بود تا وقتی که رساله ی هجو سلاله ی شیخ هاشم شیرازی ، مطبوعه ی بمبئی را به تهران آوردند . نسخه ای به حضور مهرظهور بردند . از مشاهده ی آن اشعار ناسزاوار در حق آن دانشوران بزرگوار ، نعوذبالله من غضب الله ، شعله ی خشم شاهنشهی زبانه زدن گرفت و در وقت به تحجیر و اعدام تمام نسخ فرمان رفت . بنده ی نگارنده [ یعنی اعتمادالسلطنه ] حاضر درگاه بود ؛ معروض نمود که در دولت های اروپیه سدّ راه این عیب را از ممالک خویش دایره ی تفتیش ایجاد کرده اند و اسم آن " سانسور " است و چون شرطی از شرایط و شوون آن براندم ، بر خاطر مبارک بسی پسندیده آمد و فرمان رفت تا هم در تحت نظر این خانه زاد در حدود ایران سانسور ایجاد شود و از آن وقت باز راه این عیب بسته است و رشته ی این تجارت گسسته . "

عصر مشروطیت:

مطبوعات دولتی از چندان جذابیت و مقبولیت عام برخوردار نبودند مگر برخی اخبار داخلی یا بین المللی مندرج در آنها. اما در نیمه ی دوم سلطنت ناصر الدین شاه برخی اشراف به اشتراک روزنامه‌های اختر كه در استانبول چاپ می شد و قانون كه توسط میرزا ملكم خان در لندن منتشر می گردید، درآمدند با آغاز سلطنت مظفر الدین شاه تیراژ روزنامه‌های فارسی زبان چاپ خارج، رو به فزونی گذاشت .

مخصوصاً روزنامه ی حبل المتین كه در كلكته چاپ می شد. حاجی زین العابدین تقی اوف تاجری نوعدوست در باكو بود كه حق اشتراک 500 شماره از روزنامه را مستقیماً به روحانیت مسلمان در نجف ارسال داشت . بنابر گفته ی محمد صدر هاشمی تیراژ حبل المتین بلافاصله پس از پذیرش مشروطیت به 35000 نسخه رسید كه این رقم احتمالاً باید ده برابر رقم واقعی باشد. زمانی كه مشروطه به سال 1324 ق./ 1906 م رسماً اعلام شد. هنوز شماری از روزنامه‌های چاپ ایران كه در زمان ناصر الدین شاه تاسیس شده بودند پابر جا بود. از جمله روزنامه‌های چاپ تهران برخی نشریات دولتی بودند (ایران سلطانی، اطلاع، شاهنشاهی) و مابقی به خاطر محدودیت حاكم بر تفاسیر سیاسی اصولاً به موضوعات ادبی و اخلاقی، مسائل مذهبی یا مطالب فنی می پرداختند. روزنامه‌های محلی هم وجود داشت مثل كمال والعدید در تبریز و مظفری و طلوع در بوشهر. تیراژ آنها حدوداً 500 نسخه با چاپ سنگی می شد. اخبار داخلی صرفاً به وقایع اداری دربار سلطنتی محدود می شد. برای انتشار قانونی روزنامه، نیاز به پروانه و معمولاً امضای شخص شاه بود. علاوه بر این اداره ممیزی، نظارتی دقیق بر جزئیات مندرج اعمال می‌كرد. با این حال در آستانه ی قرن بیستم میلادی سردبیران روزنامه‌های ادب، طلوع، تربیت ، مظفری و چندین نشریه ی دیگر تلاشی مبسوط به خرج می دادند در آگاه ساختن سیاسی مردم با گنجانیدن ترجمه ی اخبار و مقالات به دست آمده از منابع خارجی كه كم كم جای پایی پیدا می كردند . از نمونه‌های قابل ذكر مجلس مبعوثان مجد الاسلام كرمانی و مقاله های ترجمه شده از روزنامه‌های خارجی توسط محمدحسین فروغی در روزنامه ی تربیت است.

كلاً مقالات انگشت شماری در خصوص اصلاحات اجتماعی در روزنامه‌های ایرانی درج می شد و آن چنان در لفافه و سرشار از گوشه و كنایه و ایهام نگاشته می شد كه اندک بود خواننده‌ای كه توان فهم منظور نویسنده را داشته باشد.

این روزنامه‌های فارسی زبان چاپ خارجه بودند كه به دور از دستگاه سانسور دربار ، زمینه‌ساز جنبش مشروطیت در ایران بودند. به جز قانون، حبل المتین و اختر، نشریه ی پرورش چاپ قاهره نیز منتشر می شد. به دلیل منع ورود این روزنامه‌ها به ایران آنها تنها منحصر به طبقات تحصیلكرده بودند و در دسترس اكثریت اجتماع قرار نداشتند . به علاوه روزنامه‌های ترک زبان چاپ قفقاز در گسترش افكار جدید و تحریک تحركات آزادیخواهانه به خصوص در آذربایجان كمک كننده بودند. این روزنامه‌ها عبارت بودند از ارشاد، تازه حیات و ملانصرالدین كه این آخری بسیار تاثیرگذار بود چرا كه هیات تحریریه ی آن نظرات خود را در قالب شعر بیان می كرد و حكایات شیرین آن به سادگی قابل فهم بود.

در جریان اعتراضات واقعه ی رژی (قضیه ی تنباكو) در سال 1309 ه.ق نشریات زیرزمینی كار خود را در ایران آغاز نمودند و كاربرد چنین رسانه‌ای كم كم افزایش یافت و در اواخر سلطنت مظفر الدین شاه به خصوص در زمان وزارت عین الدوله ی ضدّ اصلاحات كاملاً رواج یافت . نمونه‌هایی از این دست عبارتند از: لسان الغیب كه توسط گروه انجمن سری در تهران منتشر می شد. و نیز صبح‌نامه كه به صورت استنسیل در تهران تكثیر می‌گردید. هر دوی اینها تا اعلان مشروطیت به طریقه ی زیرزمینی پخش می شدند.

در زمان سلطنت مظفر الدین شاه، اصلاح طلبان موفق به تاسیس مدارسی بر پایه ی عقاید متجددان شدند و برخی مدیران درصدد اخذ مجوز نشریه برآمدند كه هم ایشان را معروف می كرد و هم والدین و اولیا را به ثبت نام كودكان در چنین مدارسی ترغیب می‌نمود. این روال در تبریز آغاز شد و نشریات كمال، ناصری، عدالت، معرفت و پرورش بدین منوال چاپ گردیدند. متعاقباً در تهران ناظم الاسلام كرمانی ، نوروز را و انجمن معارف را منتشر ساخت.

با این همه ، پیش از اعلان مشروطیت نه روزنامه‌های فارسی زبان خارجه و نه روزنامه‌های داخله ی چاپ دولت یا مدارس چندان توفیقی در شكل دهی به افكار عمومی نداشتند، چون كه مخاطبان با سواد، اندک شمار بودند و مردم عادت به خواندن روزنامه به ویژه مقالاتی نداشتند كه محتوای آنها جذاب و سرگرم‌كننده نبود . از طرفی برخی رهبران مذهبی، خواندن مطالب چنین روزنامه‌هایی را ناروا و حتی گناه می‌دانستند.

در میان دولتمردان حكومت مظفر الدین شاه تنها امین الدوله مهیای پذیرش ورود مطبوعات خارجی به كشور بود . عین الدوله و اتابک اعظم امین السلطان سخت با این مطبوعات مخالف بودند و حتا به چاپ برخی روزنامه‌های نیمه‌دولتی و شدیداً محافظه‌كار اعتراض داشتند.

عین الدوله نشریاتی غیرسیاسی نظیر ادب، نوروز و مظفری را توقیف كرد و دستور بازداشت و تبعید سردبیرانی چون رشدیّه، میرزاصادق ادیب الممالک و مجدالاسلام كرمانی را صادر نمود.

تلاش‌هایی جهت نظارت بر مطبوعات

حكومت مشروطه ابتدا سعی كرد حمله هایی متقابل به مطبوعات در تهران بكند و روزنامه‌نگاران را به اتخاذ موضعی ملایم تر وادار سازد. در اولین اقدام سردبیر روزنامه ی صور اسرافیل، میرزا جهانگیرخان شیرازی به دفتر وزیر علوم و معارف، مخبر السلطنه ی هدایت برای ایراد توضیحات در خصوص مقالات شماره ی اول روزنامه احضار شد. ملاقاتی محترمانه در مورد گزارشی در شماره ی دوم روزنامه نیز صورت گرفت. یک ماه بعد ظاهراً به دنبال حمله به روحانیت مسلمان و بستن افترای ارتشا به آنان، به خصوص رهبر عالی رتبه ی روحانی در تهران یعنی شیخ فضل الله نوری مبنی بر این كه به منظور انحلال مجلس از مختار الدوله و بانک روس مبلغ 45000 تومان رشوه دریافت كرده است، روزنامه ی مزبور به مدت 2 ماه توقیف گردید. در سرمقاله ی اولین شماره ی روزنامه ی مذكور پس از رفع توقیف كه احتمالاً توسط سیدحسن تقی‌زاده تحریر شده بود و نیز چندین مقاله ی دیگر شیوه ی دفاعی جدیدی اتخاذ شده بود یعنی افتراق بین مذهب و ملّاهای دنیادار.

دومین روزنامه‌ای كه در تهران توقیف شد حبل المتین بود كه ظاهراً به خاطر درج آگهی قمار بخت آزمایی – كه در اسلام حرام است ـ بود اما به احتمال قریب به یقین به خاطر انتقاد از نفوذ روس ها در سیاست‌های ایران و پناه دادن سفارت روسیه به حاج محمدكاظم ملک التجار .

واكنش‌های محافظه‌كارانه

رویارویی مستقیم روشنفكران با عقاید سنتی عامل اصلی تهییج روحانیت سنتی بود كه دو تن از مهمترین و متنفذترین متفكرانشان شیخ فضل ا... نوری و سیدكاظم یزدی بودند. در واقع ماجرای توقیف روزنامه‌ها بیشتر ناشی از درگیری های مذهبی بود چرا كه حتا مقالات سیاسی هم از مضامین مذهبی برخوردار بودند. برای نمونه بحث و تبادل نظر در تقبیح اطلاعات كوركورانه از رهبری دینی، حمله به رسوم پوسیده ی كهن و ترویج اقدامات اجتماعی همچون اصلاح اراضی و حقوق كارگری كه در تناقض با قوانین ]خاص[ مالكیت خصوصی و روابط حاكم بر آن بود. نمایندگان مجلس اول، مگر نادر استثناهایی هیچ تصوری از اصول حكومت مشروطه و مشكلات همخوانی قانون اساسی با قوانین دینی نداشتند.

در این اوضاع و احوال رهبری مذهبی مثل سیدمحمد طباطبایی قادر به حمایت از سوسیال دموكراتها نبود و صراحتاً اعلام داشت: «با تاسیس این پارلمان در واقع نان را از دهانمان بریدیم.» به علاوه رهبران شیعه در شهر نجف تا آنجا از جنبش مشروطیت حمایت می كردند كه مجلس با اقدامات خود باعث كاهش اقتدار قوانین اسلامی نشود.

در واكنش به افزایش مطبوعات مخالف با اقتدار دینی، شیخ فضل الله به آزادیخواهان، لقب ملحد، بهایی، مزدكی، مرتد و گاه نیز همه ی این لقبها را یکجا و با هم می داد. در زمانی كه وی در بست به سر می برد، خواندن روزنامه ها را منع كرد و روزنامه‌نگاران را ملحد خواند. پیروان وی فرصت را غنیمت شمردند، از تظاهرات مردم در میدان توپخانه بهره جستند و ضمن پاره كردن تبلیغات روزنامه ها به دفترهای آنها حمله ور شدند . از دیگر سو روحانیان محافظه کار به محمد علی شاه فشار آوردند تا از مجلس بخواهد سردبیران روزنامه‌های مساوات، روح القدس و صوراسرافیل را به خارج تبعید كنند.

در چنین اوضاعی تعدادی از روزنامه‌نگاران و سردبیران از ترس ملّاهای بانفوذ و آشوب های مردمی سر تسلیم فرود آوردند. به عنوان مثال مجله تیاتر كه متن نمایشنامه ها را منتشر می كرد در اولین شماره ی خود آب پاكی را بر دستان خوانندگان ریخت و نوشت: "ساخت نمایش توام با موسیقی است و این خلاف شرع است و چون ما مسلمانیم به حمدالله آن را تا ابدالدهر ممنوع می دانیم." حتا روزنامه نگار كهنه‌كاری چون مجد الاسلام كرمانی طی سرمقاله‌ای در صفحه ی طنز كشكول اشتیاق موجود را برای به دست‌گیری زمام مملكت توسط شخصیتی استثنایی بر زبان آورد.

منابع:

فرهنگنامه ی ایرانیکا ـ زیر نظر دکتر احسان یارشاطر ( بخش مطبوعات در عصر مشروطه به کوشش شادروان سعیدی سیرجانی )

تاریخ مشروطه ـ احمد كسروی

بحران مشروطه در ایران ـ حسین آبادیان

سنت و مدرنیته ـ صادق زیباكلام

تاریخ طنز در ادبیات فارسی ـ دکتر حسن جوادی

 



نوشته شده توسط ابراهیم قاسمی در شنبه 16 فروردین 1393 و ساعت 02:41 بعد از ظهر [+] | نظرات ()
Copyright © 2009- sinaylin™
نظر شما در مورد مطالب سایت؟