تبلیغات
سایت ادبیات - مفاهیم عرفانی نام برخی از حیوانات


مدیر وبسایت : ابراهیم قاسمی
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

اژدها: مار و افعی را گویند. در ادبیّات عرفانی، کنایه از نفس امّاره و مظهر صفات رذیله مانندشهوت و غضب است.در بعضی آثار عرفانی، کنایه از عالم مادّی و نفس ســرکـش است.مولانا گوید:

    نفس ،اژدرهاست، او کی مرده است؟                از غم بی آلتی افســـــــــرده است

پروانه: به عشق و وفا و ایثار در راه محبوب که به سوختن در شعله ی فروزان عـشق او می انجامد، بدان مثل زنند.سعدی گوید:

  ای مرغ سحر، عشق ز پروانه بیاموز            کان سوخته را جان شد و آواز نیـــــامد

خفّاش:این اصطلاح را شهاب الدین سهروردی به کار برده و گویا کنایه از کـوردلی وغفلت است.نیز اشاره به کسانی است که از دریافت حقایق، هرچند روشـــن باشد،قاصرند.

سیمرغ: مرغ افســــانه ای که در ادب عرفـــــــانی بسیار به کار رفته و اگرچه معانی مختلفی از آن اراده کرده اند، ولی بیشتر معنای انسان کامل از آن خواسته اند.عــارف بزرگ روزبهان،گاه آن را کنایه از روح و گاه کنایه از پیامبر اکرم(ص) دانســــــته اسـت.در شعر سنایی و عراقی، عشق به سیمرغ تشبیه شده است.در منطق الطیر عــــــطّار،نماد حق است.عراقی گوید:

عشق، سیمرغ است کاو را دام نیست         در دو عـــــالم زو نشــــان و نام نیست

پی به کوی او هـــــمانا کس نبـــــــــــرد          کاندران صـــحرا نشــــــــان گام نیست

طاووس: در ادب عرفانی، کنایه از جلوه های فریبنده ی دنیا و گاه ارواح ملکـــــوتی است.در انسان کامل نسفی، کنایه از روح و نفس و گاه کنایه از شهوات است.مولاناگوید:

  طبع، طاووس است وسواست کند               دم زنـــــــد تا از مـــقامـــت برکند

طوطی:رمزی از تقلید و بی ارادگی است. گاه به معنی روح و جان نیز آمده است.

  مـرغ دلــــم باز پریـــــدن گرفت                      طوطی جان، قند خریدن گرفت

  اشتر دیوانه ی سرمســت من                      سلسـله ی عقل دریدن گرفت

گاو:نزد عارفان،کنایه از نفس امّاره و رذایل اخلاقی است. نیز کنایه از کالبد گرفتار در تعلّقات مادّی است. مولانا با اشاره به داستان بنی اسرائیل و پرستش گوســــاله ی سامری گوید:

  گاو تن قربانی شــــیر خـــداست                        گر تو را با او سر صدق و صفاست

  پیش گاوی سجده کردی از خری                        گشت عقلت صــید سحر سامری

مار:با توجّه به داستان آدم و حوّا و فریب ابلیس، مار، کنایه از نفس امّاره است.

  در دهن مار نفس،در بن چاه است                    هر که در این راه ،جاه و مال نماید

ماهی:عارف کامل است که مستغرق در دریای معرفت است.مولوی گوید:

این جهان دریاست تن، ماهی و روح                    یونـــس محــجوب از نور صـــــــبوح

گر مسبّح باشد ار ماهـــــــی ،رهید                    ور نه در وی هضم گشـــت و ناپدید

هدهد:هدهد یا شانه به سر که آن را مرغ سلیمان هم می نامند، در منطق الطیر،

کنایه از سیر و سلوک و نیز راهنمای مرغان در سلوک به سوی سیمرغ است. درکتاب قصة الغربة الغربیّة از سهروردی ، کنایه از الها م است.

با تلخیص از فرهنگ اصطلاحات  و تعبیرات عرفانی، دکتر سیّد جعفر سجّادی



نوشته شده توسط ابراهیم قاسمی در شنبه 2 شهریور 1392 و ساعت 11:17 قبل از ظهر [+] | نظرات ()
Copyright © 2009- sinaylin™
نظر شما در مورد مطالب سایت؟